درهم‌آميخته‌ٴ سفرهاي حقيقي را مي‌توان بازشناخت و رواياتي كه از نامه‌ٴ يوحناي عابد اقتباس‌ شده در متن گنجانده شده‌است‌. هم‌چنين رساله درباب ملت مسيحي‌، كتاب كودك مريم و سرگذشت بطريق هند كه از سوي كاليكستوس دوم (پاپ 1119 ـ 1124) فرستاده‌شد.
گزارش يوهان را مترجم ناشناسي خيلي زود به هلندي ترجمه كرد.

7. اسكانديناوي‌
ايوار باردارسُن

يا ايوار گروئنلندي‌. نامش را مي‌توان به‌صورت باردْسُن نوشت‌، كه تركيبي است از شكل قديم و جديد.
كشيش نروژي كه در سال 1341 (يا 1349؟) از سوي هاكُن اسقف بِرگِن به گروئنلند فرستاده‌شد. سال‌ها پيش‌كار مقر اسقف در گاردار بود و ظاهراً از اقامتگاه غربي‌، كه در آن هنگام‌ متروك شده‌بود، ديداركرد. تا سال 1379 در گروئنلند به سر برد. توصيفي به زبان دانماركي از خليجك‌هاي گروئنلند و بيشتر اقامتگاه خاوري (يعني جنوبي‌) در دست است كه ادعا مي‌شود از گزارش ايوار اقتباس شده است‌. متن اصلي در دست نيست‌.

بيورن يُرسالافارِر1

دريانورد نروژي‌. او در جريان سفري به ايسلند در سال 1385 با چهار كشتي از مسير خود به‌ سوي اقامتگاه ((شرقي‌)) گروئنلند منحرف شد. تا سال 1387 در گروئنلند به سر برد و سپس به‌ سلامت به ايسلند بازگشت‌. وي دو اسكيمو را كه خواهر و برادر بودند (و او آنها را troll)) 2 )) مي‌نامد) نجات داد و تا هنگام ترك گروئنلند، نزد خود نگاه داشت‌. شرح سفر او بسيار غير دقيق‌ و مبالغه‌آميز است‌، ولي درمورد اقامتش در گروئنلند و تماس نزديكش با اسكيموها هيچ‌ ترديدي نيست‌. هنگامي كه بيورن و همراهان در سال 1388 از گروئنلند به برگن بازگشتند، به‌خاطر تجارت غيرقانوني با گروئنلند موردتعقيب قرار گرفتند، زيرا تجارت عادي با آن‌جا در انحصار شاه بود. ولي آنان ثابت كردند كه به‌خاطر اوضاع و احوال بدان‌جا رفته‌اند و مرتكب‌ خطايي نشده‌اند، بنابراين تبرئه شدند (1389).
به نظر مي‌رسد سرگذشت بيورن يُرسالافارِر در نسخه‌هاي خطي بعدي با ماجراهاي بيورن


1. يُرسالافارِر يا يرسالافاري (در ايسلندي‌) به معني زاير اورشليم است و سوئُرفاري يعني زاير جنوب‌، به‌ويژه رُم‌.
2. در افسانه‌هاي اسكانديناوي‌، موجودات خيالي زشت‌چهره‌اند، كه يا بسيار تنومند و شرور يا بسيار كوچك و صميمي و مكّارند. ـ و.